یه روز خوب در بام تهران
دختر گلم نیکا جونی؛
روز جمعه 15 خرداد به همراه مامان جون و باباحاجی و عمه اینا رفتیم بام تهران. روز خیلی خوبی بود و خیلی خوش گذشت.تو و محدثه هم هر جا که با هم باشین قطعا اون روز هم برای شما و هم برای ما بهترین روز میشه...
ای جونم الان بالای بالائی
به قول خودت تو آسمونا

تا رسیدیم عمو زحمت کشید و دوغ آبعلی خرید
مامانی ترشه؟آره مامان خیلی حال میده

اینجا هم تو صف منتظر ماشین هستیم تا بریم بالا تلکابین سوار شیم
،
وقتی که ما رسیدیم از زمان سوار تلکابین گذشته بود بعد تصمیم گرفتیم تله سیژ سوار شیم.من به بابایی گفتم به نظرت با نیکا میتونیم سوار شیم آخه خطرناکه،نیکا یوقت نترسه،بابایی گفت نه بریم سوار شیم حال میده،یه چیزی بگم بخندی تو اصلا نترسیدی،اونی که بیشتر میترسید خودم بودم.البته اولش یزره گذشت خوب شدم

تله سیژ اینه سوار شدیم عزیزم

وقتی تله سیژ سوار شدیم دوباره برای دور زدن باید پیاده میشدیم،اینجا ایستگاه چشمه است یه چند تا عکس گرفتیم و دوباره برای برگشت سوار شدیم.

مامان جون و باباحاجی به خاطر راهش نیومدن بالا و زحمت کشیدن آش خوشمزه درست کردن
ما هم بعد از کلی حال کردن اومدیم پایین آش دیدیم خوشحال شدیم و حسابی خوردیم
دست مامان جون و باباحاجی درد نکنه.

شاد بودن تو آرزوی همیشگی من وباباییه
الهی همیشه شاد باشی عزیزم


یه روز خوب در بام تهران
